به خود آی...

 سلام ببخشید اگه چند روز نبودم(البته فکر نکنم براتون مهم بود).....

ولی در گیر جابجایی خونمون بودم.....

نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۲ساعت 11:55 توسط علی محمدی|

اگه یه زن
تو رو اونقدر دوس داشته باشه که
از آرزوهاش بخاطرت بگذره،
از خدا یه عمر تازه بخواه!
یه عمر واسه خوشبخت کردنش خیلی کمه!

 

واقعاااااااااا................

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۲/۰۷/۲۱ساعت 19:34 توسط علی محمدی|

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش

ابر؛ با آن پوستین سرد نمناکش

باغ بی‌برگی، روز و شب تنهاست،

با سکوت پاک غمناکش

ساز او باران، سرودش باد

جامه‌اش شولای عریانی‌ست

ور جز اینش جامه‌ای باید،

بافته بس شعله ی زر تارِپودش باد

گو بروید، یا نروید،

هرچه در هرجا که خواهد، یا نمی‌خواهد

باغبان و رهگذاری نیست

باغ نومیدان،

چشم در راه بهاری نیست

گر زچشمش پرتو گرمی نمی‌تابد،

ور به رویش برگ لبخندی نمی روید،

باغ بی‌برگی که می‌گوید که زیبا نیست؟

داستان از میوه‌های سر به گردونسای اینک خفته در تابوت

پست خاک می گوید

باغ بی‌برگی

خنده اش خونیست اشک آمیز

جاودان بر اسب یال افشان زردش می‌چمد در آن

پادشاه فصلها، پاییز.

چه سریع پاییز شد................

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۲/۰۶/۳۱ساعت 18:37 توسط علی محمدی|

الهي كه هيچ دلي بي دوست نباشه

 


نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۵/۱۷ساعت 23:55 توسط علی محمدی|

معرفت حکم میکنه!!

اگر کسی را دوست دارین, بهتر است به او نشان دهید تا بگویید. اگر کسی را دوست ندارید, بهتر است به او بگویید تا نشان دهید.

نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲/۰۵/۰۸ساعت 22:38 توسط علی محمدی|

یه وقتایی یه کسایی میان تو زندگیت ..
که وقتی به پشت سرت نگاه می کنی..
تعجب می کنی که چجوری..!!

تا قبل از اومدن اونا زندگی می کردی..!

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۲/۰۴ساعت 19:47 توسط علی محمدی|

 بر چهره گل نسیم نوروز خوش است         در صحن چمن روی دل‌افروز خوش است

از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست        خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است

حکیم عمرخیام

.

عید همگی مبارک

 

نوشته شده در شنبه ۱۳۹۱/۱۲/۲۶ساعت 12:55 توسط علی محمدی|

به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد
و به مجنون و به ليلا شدنش می ارزد

دفتر قلب مرا وا كن و نامی بنويس
سند عشق به امضا شدنش می ارزد

گرچه من تجربه ای از نرسيدن هايم
كوشش رود به دريا شدنش می ارزد

كيستم؟… باز همان آتش سردی كه هنوز
حتم دارد كه به احيا شدنش می ارزد

با دو دست تو فرو ريختن دم به دمم
به همان لحظه بر پا شدنش می ارزد

دل من در سبدی عشق به نيل تو سپرد
نگهش دار، به موسی شدنش می ارزد

سال ها گرچه كه در پيله بماند غزلم
صبر اين كرم به زيبا شدنش می ارزد  

 

                                                      ولنتاین همه مبارک

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۱/۲۵ساعت 12:51 توسط علی محمدی|

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید

من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی

چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود

آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود



وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد

آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد

من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گِلی

چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی



من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر

چیزی در آنسوی یقین شاید کمی همکیش تر

آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود

دیگر فقط تصویر من در مردمک های تو بود



من عاشق چشمت شدم ...

از دکتر افشین یداالهی

دانـــــــــــــــــــــــــــــلود اهنگ

 

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱/۱۱/۲۳ساعت 18:46 توسط علی محمدی|

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۱۷ساعت 22:5 توسط علی محمدی|



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت