بر چهره گل نسیم نوروز خوش است در صحن چمن روی دلافروز خوش است از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است حکیم عمرخیام . عید همگی مبارک دفتر قلب مرا وا كن و نامی بنويس گرچه من تجربه ای از نرسيدن هايم كيستم؟… باز همان آتش سردی كه هنوز با دو دست تو فرو ريختن دم به دمم دل من در سبدی عشق به نيل تو سپرد سال ها گرچه كه در پيله بماند غزلم ولنتاین همه مبارک وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید دانـــــــــــــــــــــــــــــلود اهنگ 8ابان روز گرامی داشت مولانا............... نه مرادم، نه مریدم، نه پیامم، نه کلامم، نه سلامم، نه علیکم، نه سپیدم، نه سیاهم (باتشکر از شما.............و عذرخواهی از من.....) مهدی اخوان ثالث 7آبان را به عنوان روز بزرگداشت مرد ایرانی به رسمیت بشناسیم
تا هیچ کسی تو را نگوید /*/ کای پیشهی تو جفانمایی سنایی غزنوی
مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود /*/ ناز چشم تو به قدر مژه برهمزدنی فریدون مشیری
که وقتی به پشت سرت نگاه می کنی..
تعجب می کنی که چجوری..!!
تا قبل از اومدن اونا زندگی می کردی..!
![]()

![]()
و به مجنون و به ليلا شدنش می ارزد
سند عشق به امضا شدنش می ارزد
كوشش رود به دريا شدنش می ارزد
حتم دارد كه به احيا شدنش می ارزد
به همان لحظه بر پا شدنش می ارزد
نگهش دار، به موسی شدنش می ارزد
صبر اين كرم به زيبا شدنش می ارزد ![]()
![]()
![]()

![]()
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید
من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گِلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر
چیزی در آنسوی یقین شاید کمی همکیش تر
آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود
دیگر فقط تصویر من در مردمک های تو بود
من عاشق چشمت شدم ...
از دکتر افشین یداالهی 
![]()
نه چنانم که تو گویی
نه چنینم که تو خوانی
و نه آنگونه که گفتند و شنیدی
نه سمائم، نه زمینم، نه به زنجیرِ کسی بستهام و بردۀ دینم
نه سرابم، نه برای دل تنهاییِ تو جام شرابم
نه گرفتار و اسیرم، نه حقیرم، نه فرستادۀ پیرم
نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم
نه جهنم، نه بهشتم که چُنین است سرشتم
این سخن را من از امروز نه گفتم، نه نوشتم
بلکه از صبح ازل با قلمِ نور نوشتم ...
حقیقت نه به رنگ است و نه بو، نه به های است و نه هوی
نه به این است و نه او، نه به جام است و سبو
گر به این نقطه رسیدی به تو سر بسته و در پرده بگویم
تا کسی نشنود این رازِ گهربارِ جهان را :
آنچه گفتند و سُرودند، تو آنی خودِ تو جان جهانیگر نهانی و عیانی تو همانی که همه عمر به دنبالِ خودت نعره زنانی
تو ندانی که خود آن نقطۀ عشقی
تو خود اسرارِ نهانی
همه جا تو نه یک جای نه یک پای همه ای با همه ای همهمه ای
تو سکوتی تو خودِ باغ بهشتی
تو به خود آمده از فلسفۀ چون و چرایی
به تو سوگند که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی
در همه افلاک بزرگی نه که جُزئی نه که چون آب در اندام سَبوئی
تو خود اویی، به خود آی تا درِ خانه متروکۀ هر کس ننشینی
و به جز روشنی شعشعۀ پرتو خود هیچ نبینی
و گلِ وصل بچینی ...
فريدون حلمي
![]()
ترا ای کهن بوم و بر دوست دارم
کويرت چو دريا و کوهت چو جنگل
همه بوم و بر خشک و تر دوست دارم
ترا ای گرانمايه ديرينه ايران
ترا ای گرامی گهر دوست دارم
هنروار انديشهات رخشد و من
هم انديشهات هم هنر دوست دارم
گرانمايه زرتشت را من فزونتر
ز هر پير و پيغامبر دوست دارم
بشر بهتر از او نديد و نبيند
من آن بهترين از بشر دوست دارم
سه نيکش بهين رهنمای جهان است
مفيدی چنين مختصر دوست دارم
ابر مرد ايرانی ای راهبر بود
من ايرانی راهبر دوست دارم
نه کشت و نه دستور کشتن به کس داد
از اينروش هم معتبر دوست دارم
همه شاعران تو و آثارشان را
به پاکی نسيم سحر دوست دارم
ز فردوسی آن کاخ افسانه که افراخت
درآفاق فخر و ظفر دوست دارم
تو در اوج بودی به معنا و صورت
من آن اوج قدر و خطر دوست دارم
دگرباره بر شو به اوج معانی
که اين تازه رنگ و صور دوست دارم
نه شرقی نه غربی نه تازی شدن را
برای تو ای بوم و بر دوست دارم
![]()

![]()
ای قبلهی حُسن و گنج و خوبی /*/ تا کی بوَد از تو، بیوفایی
خورشید نهان شود ز گردون /*/ چون تو به وثاق ما درآیی
اندر خَمِ زُلف، بت پرستات /*/ حاجَت نآید به روشنایی
زین پَس مَطَلب میان مجلس /*/ آزار دلِ خوش سنایی![]()

![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |


